معنی محاجم
5 بازدید
[ مَ جِ ] (ع اِ) جِ مَحجَم. - جِ مِحجَمَة. (منتهی الارب). رجوع به محجم و محجمة شود.[ مَ جِ ] (اِ) گیاهی است که آن را مخلصه نیز گویند. (از ناظم الاطباء). اهل اندلس مخلصه را به این اسم خوانند. (اختیارات بدیعی). دوائی است. رجوع به آنندراج و برهان و مخلصه شود.
کلمات همقافیه با «محاجم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جم» برای سرودن شعر