معنی محاجاة
5 بازدید
[ مُ ] (ع مص) حجاء. (منتهی الارب). پرسیدن از کسی چیزی را تا در غلط افکند او را. (منتهی الارب). فطانت کسی را آزمایش کردن. (از لسان العرب). - چیستان گفتن. (از منتهی الارب). احجیه گفتن با یکدیگر. تحاجی. حجاء. - با هم کارزار کردن. حجاء. (از منتهی الارب). رجوع به حجاء شود.
کلمات همقافیه با «محاجاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر