معنی محا
7 بازدید
[ مَ حْ حا ] (ع ص) مَحّاء. محوکننده. پاک کننده : به سیف محو شود از گناهکار گناه گناهکار ملیح است و سیف دین محا.سوزنی. رجوع به محاء شود.
کلمات همقافیه با «محا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حا» برای سرودن شعر