معنی مجیر
9 بازدید
[ مُ جَ یْ یَ ] (ع ص) حوض مجیر؛ حوض کوچک. - حوض دورتک. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). حوض عمیق. (از اقرب الموارد). - حوض گچ کار. (منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد). حوض آهک کاری شده. (ناظم الاطباء).[ مُ ] (ع ص) پناه دهنده و دستگیر. (آنندراج) (غیاث). زنهاردهنده و پناه دهنده و پناه دهنده از جور و زبردستی. (ناظم الاطباء). آنکه زنهار دهد. زنهاردار. فریادرس. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): ای وزارت را جلال و آفرینش را کمال ای جهان را صدر و دین را مجد و دنیا را مجیر. انوری. امیرابوالفوارس بی ظهیر و مجیر بماند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۳۹۱). پرده ای ستار از ما وامگیر باش اندر امتحان ما را مجیر.مولوی. این لباسی که ز سرما شد مجیر حق دهد او را مزاج زمهریر. مولوی (مثنوی چ رمضانی ص ۳۸۴). یا مجیرالعقل فتان الحجی ما سواک للعقول مرتجی.مولوی.[ مُ ] (اِخ) (دعای ...) نام دعائی که در کتب ادعیه مضبوط است و آغاز میشود به سبحانک یااللََّه تعالیت ... (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).[ مُ ] (اِخ) نامی از نامهای خدای تعالی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مجیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر