معنی مجید
4 بازدید
[ مَ ] (ع ص) شریف و بزرگوار و گرامی قدر و عالی مرتبت و بلندپایه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بزرگوار و گرامی. (غیاث). ج، امجاد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): {/Bذُو اَلْعَرْشِ اَلْمَجِیدُ.۱-۳۸۵:۱۵/}(قرآن ۸۵/۱۵). این پرده گر نه عرش مجید است پس چرا ارواح قدس را قدم اندر میان اوست. خاقانی. - جوانمرد و شریف کردار. (منتهی الارب) (آنندراج). جوانمرد و شریف و نیک کردار. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - لقبی است قرآن را. از صفات قرآن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): {/Bبَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِیدٌ.۱-۴۸۵:۲۱/} (قرآن ۸۵/۲۱) {/Bاَلْقُرْآنِ اَلْمَجِیدِ. ۳-۴۵۰:۱/}(قرآن ۵۰/۱). ما در محکم تنزیل قرآن مجید خواندیم و دانستیم ... (کشف الاسرار ج ۲ ص ۵۲۹). حق جلّ و علا در کتاب مجید از قطع رحم نهی کرده است. (گلستان). آیات کتاب مجید را عزّت و شرف بیش از آن است که چنین جایها روا باشد نوشتن. (گلستان).[ مُ ] (ع ص) خداوند اسب نیکورو. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). صاحب جواد یعنی اسب پیش تاز خوب. ج، مجاوید. (از اقرب الموارد). - کسی که چیز نیکو و جید می آورد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). - شاعر مجید؛ اشعار نیکو گوینده. (منتهی الارب). شاعری که اشعار نیکو می گوید. (ناظم الاطباء). شاعران و نویسندگان را بر چهار طبقه تقسیم کنند: الف -مقل مجید؛ آن که کم گوید و نویسد ولی خوب گوید و نویسد. ب -مقل غیر مجید؛ آن که کم گوید و نویسد ولی بد گوید و نویسد. ج -مکثر مجید؛ آن که بسیار گوید و نویسد ولی خوب گوید و نویسد. د -مکثر غیر مجید؛ آنکه بسیار گوید و نویسد ولی بد گوید و نویسد. - حتف مجید؛ مرگ حاضر. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). مرگ حاضر و نزدیک. (ناظم الاطباء).[ مَ ] (اِخ) نامی از نامهای خدای تعالی. یکی از اسماء صفات خدای تعالی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). از اسماء خدای تعالی است و به معنی آنکه در ذات و صفات خود عظیم و نسبت به بندگان بسیار خیر و احسان است. (از اقرب الموارد):
کلمات همقافیه با «مجید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر