معنی مجیء
4 بازدید
[ مَ ] (ع مص) (از «ج ی هـ») آمدن. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی) (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط). مقابل ذهاب. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): چو سوی قبله، ملوک جهان بپیوستند به سوی درگه عالی او مجی ء و ذهاب. مسعودسعد. نه بی عبارت او خلق را قیام و قعود نه بی اجازت او روز را مجی ء و ذهاب. عثمان مختاری. - آوردن کسی را. - غالب آمدن کسی را به آمدن. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مجیء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ء» برای سرودن شعر