معنی مجهی
4 بازدید
[ مُ جَ هْ هی ] (ع ص) فراخ کننده و دراز کننده. (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ مُ ] (ع ص) بخیل. (آنندراج). بخیل و آنکه چیزی به کسی ندهد. (ناظم الاطباء). - راه هویدا و روشن. (آنندراج) (ناظم الاطباء). - زن باردار ناشونده. (آنندراج) (از منتهی الارب). - هوای گشاده شوند. (آنندراج). آسمان گشاده و بی ابر و صاف. (ناظم الاطباء). - خباء مُجْهٍ ؛ خیمهٔ بی پرده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مجهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر