معنی مجهولی
4 بازدید
[ مَ ] (حامص) نادانی و جهالت. (ناظم الاطباء). - ناشناختگی و نادانستگی. - گمنامی. و رجوع به مجهول شود.[ مَ لی ی ] (ص نسبی) منسوب است به مجهولیه. (از انساب سمعانی). و رجوع به مجهولیه شود.
کلمات همقافیه با «مجهولی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر