معنی مجهولة
5 بازدید
[ مَ لَ ] (ع ص) مؤنث مجهول. ج، مجهولات. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به مجهول شود. - ناقة مجهولة؛ ماده شتری که آن را گاهی ندوشیده باشند. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ماده شتری که هرگز آن را ندوشیده باشند و گویند ماده شتری که هرگز بار بر آن ننهاده باشند. (از ذیل اقرب الموارد). - ناقة بی داغ و نشان. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد). - ارض مجهولة؛ زمینی که در آن نشانه و کوهی نباشد و گویند: علونا ارضاً مجهولة. (از ذیل اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مجهولة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر