معنی مجهد

معنی مجهد

6 بازدید
[ مُ هَ ] (ع ص) مشتاق و خواهان. - آرزو داشته. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).
[ مُ هِ ] (ع ص) آن که بار کند بر ستور فوق طاقت او. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به اجهاد شود. - آرزومند طعام. (آنندراج) (از منتهی الارب). - احتیاط کننده در کار. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). - رجل مجهد؛ صاحب ستور ناتوان از ماندگی. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد). - آزرده کننده و رنج رساننده. - کسی که به سختی و شدت کاری را می کند. - آغشته کننده. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). - گدازنده. - سپیدرو. (ناظم الاطباء). - شتاب رونده. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).

کلمات هم‌قافیه با «مجهد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «هد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید