معنی مجنی
5 بازدید
[ مُ ] (ع ص) میوهٔ رسیده. (آنندراج) (ناظم الاطباء). - زمینی بسیار گیاه و سماروغ و جز آن. (آنندراج). زمینی که در آن میوه و نخله و علف و سماروغ بسیار باشد. - درختی که میوهٔ آن رسیده و برای چیدن آماده شده باشد. - چینندهٔ میوه. - علف بسیار. (ناظم الاطباء).[ مَ نی ی ] (ع ص) میوهٔ چیده شده. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).[ مَ نا ] (ع اِ) جای چیدن و آنچه از آن میوه چینند مانند درخت. (از ذیل اقرب الموارد ص ۴۵۰). محل چیدن. ج، مَجانی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مجنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر