معنی مجنونصفت
6 بازدید
[ مَ صِ فَ ] (ص مرکب، ق مرکب) همچون مجنون. مانند مجنون : مجنون صفت اوفتاد سرمست در سلسله مانده پای تا دست.نظامی. بلبل ز درخت سر کشیده مجنون صفت آه برکشیده.نظامی. و رجوع به مجنون شود.
کلمات همقافیه با «مجنونصفت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فت» برای سرودن شعر