معنی مجنده
6 بازدید
[ مُ جَ نْ نَ دَ /دِ ] (ع ص) مجندة. جمع کرده شده. گردکرده : و در مقدمه فرمود تا آن ملاعین مجنده و اکفاء او را که در جمال آباد موقوف کرده. (جهانگشای جوینی). و رجوع به مجندة شود.[ مَ جَ دِ ] (اِخ) دهی از دهستان دیجویجین است که در بخش مرکزی شهرستان اردبیل واقع است و ۶۴۶ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ مَ جَ دِ ] (اِخ) دهی از دهستان مشکین باختری است که در بخش مرکزی شهرستان مشکین شهر واقع است و ۵۵۱ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «مجنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر