معنی مجندة
5 بازدید
[ مُ جَ نْ نَ دَ ] (ع ص) جمع کرده شده. (غیاث) (آنندراج). تأنیث مجند. گرد کرده (لشکر، سپاه) و در حدیث است: الارواح جنود مجندة فما تعارف منها ائتلف و ما تناکر منها اختلف. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مجند و تجنید شود. - (اِ) جای جمع شدن، از تجنید که بمعنی لشکر جمع کردن است. - (ص) مجازاً به معنی پامال، چرا که جای جمع شدن لشکر را پامالی ضرور است. (غیاث) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «مجندة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر