معنی مجمع ساختن
6 بازدید
[ مَ مَ تَ ] (مص مرکب) تشکیل انجمن دادن. مجمع ترتیب دادن. گرد هم آمدن : فصیحان عرب همواره به مجمع ساختن و سخنهای عثمان گفتن و فتنه جستن مشغول بودند. (مجمل التواریخ والقصص ص ۲۸۴). تا مجمعی سازند و آن را بر ملا بخوانند. (کلیله و دمنه).
کلمات همقافیه با «مجمع ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر