معنی مجمعة
4 بازدید
[ مَ مَ عَ / مُ مِ عَ ] (ع ص) فلاة مجمعة؛ بیابان که در وی مردم گرد آیند و پریشان نشوند از خوف گم شدن. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مُ مَ عَ ] (ع ص) خطبهٔ بی خلل. (منتهی الارب) (آنندراج). خطبه ای که در وی خلل نباشد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مَ مَ عَ ] (ع اِ) زمین بی آب و گیاه. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). بیابان بی آب و گیاه. (ناظم الاطباء). - ریگ توده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). - محل ملاقات. (ناظم الاطباء). مجلس اجتماع. (اقرب الموارد).[ مَ مَ عَ ] (اِخ) موضعی است به بلاد هذیل و منه یوم المجمعة. (منتهی الارب). جایگاهی است در وادی نخله. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «مجمعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر