معنی مجمع‌البحرین

معنی مجمع‌البحرین

6 بازدید
[ مَ مَ عُلْ بَ رَ ] (ع اِ مرکب) جایی که در آن دو دریا جمع شده باشند. (غیاث) (آنندراج). ملتقی (اصطلاح جغرافیایی). (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): در و دست تو مقصد آمال دل و طبع تو مجمع البحرین.انوری. نور رأی تو فالق الاصباح کف و ملک تو مجمع البحرین.انوری. - حضرت قاب قوسین است به جهت اجتماع بحرین وجوب و امکان در آن. (از تعریفات جرجانی). در اصطلاح صوفیه عبارت است از قاب قوسین از جهت بحرین وجوب و امکان و آن نور محمدی (ص) است و پاره ای گفته اند عبارت است از جمیع وجود به اعتبار اجتماع اسماء الهیه و حقایق کونیه در او چنانکه شجر در نواة. (از کشاف اصطلاحات الفنون). - حضرت جمع وجود. (از فرهنگ علوم عقلی سیدجعفر سجادی). - دل. (فرهنگ علوم عقلی سیدجعفر سجادی).
[ مَ مَ عُلْ بَ رَ ] (اِخ) نام مقامی که موسی و خضر علیهماالسلام در آن ملاقات کرده اند و آن جایی است که آنجا دریای روم و دریای فارس جمع شده اند. (غیاث) (آنندراج). ملتقای بحر فارس و روم. (از کشاف اصطلاحات الفنون): {/Bوَ إِذْ قََالَ مُوسی ََ لِفَتََاهُ لاََ أَبْرَحُ حَتََّی أَبْلُغَ مَجْمَعَ اَلْبَحْرَیْنِ أَوْ أَمْضِیَ حُقُباً. ۱-۱۴۱۸:۶۰/}(قرآن ۱۸/۶۰).

کلمات هم‌قافیه با «مجمع‌البحرین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید