معنی مجمری
5 بازدید
[ مِ مَ ] (حامص) مجمر بودن. حالت و چگونگی مجمر را داشتن : کرده به صدر کعبه در بهر مشام عرشیان خاک درت مثلثی دخمهٔ چرخ مجمری. خاقانی. و رجوع به مجمر شود.
کلمات همقافیه با «مجمری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر