معنی مجمرة
4 بازدید
[ مِ مَ رَ ] (ع اِ) مجمر. عودسوز. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). بوی سوز. ج، مجامر. (ناظم الاطباء). رجوع به مجمره شود.
کلمات همقافیه با «مجمرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر