معنی مجلکاه
4 بازدید
[ مُ جَ ] (ترکی، اِ) مجلکا. عهدنامه. تعهدنامه : آنگاه ایلخان از حسام الدین مجلکاه ستاند که از بعد از قتل خلیفه تا مدتی معین اگر آنچه گفته به ظهور نپیوندد او را بکشد. (حبیب السیر چ ۱ تهران جزو اول از مجلد ثالث ص ۳۶). و رجوع به مادهٔ قبل و مچلکا و مچلکه شود.
کلمات همقافیه با «مجلکاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر