معنی مجلوب
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) عبد مجلوب، غلامی که به شهر بگردانند برای فروختن. (ناظم الاطباء). بنده ای که از شهری به شهری برند برای فروختن. جلیب. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مجلوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر