معنی مجلس ساختن
4 بازدید
[ مَ لِ تَ ] (مص مرکب) مجلس ترتیب دادن. تشکیل دادن ضیافت و میهمانی : و مجلسی ساخته بودند که کس مانند آن یاد نداشت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۷۶). ز لطف طبع جز آوازه را طلب نکنی به وقت ساختن مجلس و نهادن خوان. امیرمعزی (از آنندراج). نسازم مجلسی کز سایهٔ خویش همانا مجلس آشویی ندارم.خاقانی. و رجوع به مجلس شود.
کلمات همقافیه با «مجلس ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر