معنی مجلس انگیختن
5 بازدید
[ مَ لِ اَ تَ ] (مص مرکب) مجلس آراستن. بساط عیش و طرب گستردن : هر کجا با یاد آن لب مجلسی انگیختند می پرستان، می به کف از هر طرف درریختند. کمال خجندی (از آنندراج). و رجوع به مجلس و مجلس آراستن شود.
کلمات همقافیه با «مجلس انگیختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر