معنی مجلسافروز
5 بازدید
[ مَ لِ اَ ] (نف مرکب) مجلس افروزنده. که مجلس را بیفروزد. که مجلس را روشن کند. که محفل رابه وجود خود منور کند: به آیین جهانداران یکی روز به مجلس بود شاه مجلس افروز.نظامی. به دست آن بتان مجلس افروز سپهر انگشتری می باخت تا روز.نظامی. ز بس نارنج و ناز مجلس افروز شده در حقه بازی باد نوروز.نظامی. چو گفتی نیمروز مجلس افروز خرد بیخود بدی تا نیمهٔ روز.نظامی. - (اِ مرکب) کنایه از شراب انگوری باشد. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). - کنایه از شمع. (برهان) (آنندراج). شمع افروخته. (ناظم الاطباء). - نام نغمه ای هم هست از نغمات موسیقی. (برهان) (آنندراج) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مجلسافروز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر