معنی مجلة
4 بازدید
[ مَ لَ ] (ع اِ) پوستک آبله که در آن آب گرد آید از اثر کار. ج، مِجال و مَجل. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء).[ مَ جَ لْ لَ ] (ع اِ) (از «ج ل ل») صحیفهٔ حکمت. (تعریفات جرجانی). کتاب حکمت و ادب. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). صحیفه ای که در آن حکمت باشد. گویند: قرأ مجلة لقمان؛ یعنی صحیفهٔ لقمان را خواند. و ابن الاعرابی گوید: «از اعرابیی در حالی که کراسه ای در دست داشتم پرسیدم مجله چیست جواب داد همان که در دست توست». و اصل معنی در این ماده، استداره و ارتفاع است. (از اقرب الموارد). مأخوذ از عبری «مگلت» (نام کتاب استر و مردخای تورات). کراسه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). کراس و آن مأخوذ از «مگلتو»آرامی است. (از غرائب اللغة العربیه تألیف الاب رفائیل نخلة الیسوعی). و رجوع به دو مادهٔ بعد و حشوارش شود. - هر چه باشد از کتاب بزرگ. ج، مَجالّ. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مجلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر