معنی مجعول
6 بازدید
[ مَ ] (ع ص) کرده شده. - نهاده شده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). نهاده. موضوع. قرارداده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - ساخته شده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). - جعل شده و حیله کرده شده و به ناراستی و نادرستی ساخته شده. (ناظم الاطباء). ساختگی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): بر فساد و عناد و شر مجبول دیده هاشان تباه و دین مجعول. سنائی (مثنویها چ مدرس رضوی ص ۲۰۲). - برساخته. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مجعول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر