معنی مجصص
6 بازدید
[ مُ جَ صْ صَ ] (ع ص) گچ کرده شده. (غیاث) (از آنندراج). سپید شدهٔ با گچ. (ناظم الاطباء).گچ اندوده. به گچ کرده. گچ کاری شده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): چون مأمون به بیت العروس بیامد، خانه ای دید مجصص و منقش ایزار چینی زده. (چهارمقاله ص ۳۴). و این قلعه را که در میان قصبه است سپیددز خوانده اند که هر سالی بیرون آن را به گچ سپید مجصص گردانیدندی. (تاریخ بیهق ص ۴۶). و رجوع به جَصّ و تجصیص شود.[ مُ جَ صْ صِ ] (ع ص) به گچ انداینده بنا را. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). گچ کار. (ناظم الاطباء). رجوع به جص و تجصیص شود. - سگ بچهٔ نوزاده که چشم بازکند. (آنندراج) (از منتهی الارب). تولهٔ سگ چشم بازکرده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مجصص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صص» برای سرودن شعر