معنی مجسمهریز
6 بازدید
[ مُ جَ سْ سَ مَ / مِ ] (نف مرکب) آن که مجسمه ریزد. آن که کار وی ریختن مجسمه باشد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مجسمه ریختن شود.
کلمات همقافیه با «مجسمهریز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر