معنی مجسطی
5 بازدید
[ مِ جَ ] (معرب، اِ) معرب از یونانی «مگیست (سونتاکسیس)» به معنی ترتیب عظیم. (از حاشیهٔ برهان چ معین). - هیئت و نجوم و رجوع به مادهٔ بعد شود.[ مِ جَ ] (اِخ) نام کتابی است مغان را یعنی آتش پرستان را در احکام آتش پرستی از مجسط موبد و نام کتابی نیز هست از اقلیدس حکیم یونانی در علم ریاضی . (برهان). کتاب مجسط موبد فارسی را در احکام آتش پرستی مجسطی گویند. (ناظم الاطباء). این رساله تصنیف بطلمیوس است و ربطی به مغان ندارد. (حاشیهٔ برهان چ معین). نام کتابی است در علم ریاضی مشتمل بر دلایل و اصول اشکال علم هندسه، موجد آن بطلمیوس است و در اصل نام علمی است به هیئت افلاک و زمین و مقادیر حرکات و کمیت ابعاد و اجرام و به زبان یونانی به معنی ترتیب است زیرا که این علم پیش از بطلمیوس بدین ترتیب نبود و بعضی نوشته اند که از حکیم اقلیدس است و بالفعل که مجسطی موجود است ترجمهٔ آن است که نصیر طوسی تحریر کرده. (غیاث) (آنندراج). نام این کتاب در اصل مگیست (سونتاکسیس) به معنی «ترتیب عظیم» بود. مترجمان عرب آن را با حرف تعریف «المجسطی» نامیده اند و همین کلمهٔ معرب به زبانهای اروپائی رفته در فرانسوی الماژست شده. این رساله در علم نجوم است (و دو کتاب نیست) و تصنیف بطلمیوس قلوذی است (نه اقلیدس). (حاشیهٔ برهان چ معین): حکم صدساله توان دیدن ز یک تقویم او طفل یک روزه مجسطی گیرد از تعلیم او. خاقانی. به خط هندسی عمل کرده چون مجسطی هزار حل کرده.نظامی. و رجوع به المجسطی در این لغتنامه و فهرست ابن الندیم شود.
کلمات همقافیه با «مجسطی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طی» برای سرودن شعر