معنی مجسة
6 بازدید
[ مَ جَ سْ سَ ] (ع اِ) جای انگشت نهادن طبیب از دست بیمار. ج، مجاس و در مثل است: افواهها مجاسها؛ یعنی دهنهای شتران و یا حنکهای آنها جای لمس کردن آنهاست زیرا که شتر هر گاه بسیار علف خورد بینندگان بمجرد دیدن، فربهی آن دریابند و احتیاج به سودن دست ندارند و این مثل را در چیزهای ظاهری گویند که از امور باطنی خبر می دهند. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج). جایی که طبیب انگشت نهد و لمس کند. (از اقرب الموارد). محل نبض : ... آب محبان از دیده مشاهده کنند مجسهٔ بوقلمون عشق دیگرگون است و امارت علت عشق از آب دیده و آتش سینه است نه از رنگ و آبگینه. (مقامات حمیدی مقامهٔ ۱۵). از خانه بیرون آمد تفحص کنان که طبیب عشق را دکان کدام است تا تفسرهٔ درد و مجسهٔ وجد بدو نمایم. (سندبادنامه ص ۱۸۴). و رجوع به مجس شود. - فلان ضیق المجسة؛ یعنی فلان تنگدل است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «مجسة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سة» برای سرودن شعر