معنی مجزیء
5 بازدید
[ مُ زِءْ ] (ع ص) مردی که کافی باشد در هر چه بر وی حکم کنند. - طعام کافی و بسنده. (ناظم الاطباء). کافی. بسنده. مشبع. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مجزیء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ء» برای سرودن شعر