معنی مجریه
5 بازدید
[ مُ یَ / یِ ] (ع ص) مؤنث مُجری. رجوع به مجری شود. - قوهٔ مجریه؛ یکی از سه قوه در حکومت عامه که بر طبق قوانین کار راند. مقابل قوهٔ مقننه و قوهٔ قضائیه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). قوه ای که حکومت و ادارهٔ امور کشور را به عهده دارد. جز قانون گذاری و دادرسی باقی شؤن مربوط به ادارهٔ کشور ناشی از قوهٔ مجریه است. (ترمینولوژی حقوق، تألیف جعفری لنگرودی).[ مُ ری یِ ] (اِخ) دهی از دهستان میان آب است که در بخش مرکزی شهرستان شوشتر واقع است و ۱۰۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «مجریه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر