معنی مجرف
7 بازدید
[ مُ جَ رْ رَ ] (ع ص) رجل مجرف؛ آن که همهٔ مال او را حوادث برده و هلاک کرده باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مُ جَ رْ رِ ] (ع ص) سیل که زمین را کاود. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). هر چیزی که از بن برکند مانند سیلی که برکند بند را. - کسی که چاه می کند. (ناظم الاطباء).[ مِ رَ ] (ع اِ) بیل. مجرفة. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) (از ذیل اقرب الموارد). و رجوع به مجرفة شود.
کلمات همقافیه با «مجرف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رف» برای سرودن شعر