معنی مجذوذ
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) بریده و مقطوع. (آنندراج). بریده شده و قطع شده. (ناظم الاطباء). - عطاء غیرمجذوذ؛ عطیة دائمی غیر مقطوع. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): {/Bوَ أَمَّا اَلَّذِینَ سُعِدُوا فَفِی اَلْجَنَّةِ خََالِدِینَ فِیهََا مََا دََامَتِ اَلسَّمََاوََاتُ وَ اَلْأَرْضُ إِلاََّ مََا شََاءَ رَبُّکَ عَطََاءً غَیْرَ مَجْذُوذٍ. ۱-۲۰۱۱:۱۰۸/}(قرآن ۱۱/۱۰۸). - شتاب شده. - شکسته. - از بیخ برکنده. - پاره کرده. (ناظم الاطباء) (از جانسون).
کلمات همقافیه با «مجذوذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وذ» برای سرودن شعر