معنی مجذوب تبریزی
5 بازدید
[ مَ بِ تَ ] (اِخ) میرزا محمد از فضلا و شعرای صوفی مشرب قرن یازدهم هجری و مثنوی «شاه راه نجات» از اوست و دیوان اشعارش متجاوز از پنجهزار بیت بوده است. از اوست: گره بسته ای داشت طفلی به دست بیفکند و اندر کمینش نشست روان طفل دیگر ربودش ز جا چو بگشود در وی نبد جز هوا گره بسته دنیا و طفل آن دنی است بگویش که چیزی در آن بسته نیست. * آتشی شب در نیستانی فتاد سوخت چون عشقی که بر جانی فتاد شعله تا مشغول کار خویش شد هر نئی شمع مزار خویش شد نی به آتش گفت کاین آشوب چیست مر ترا زین سوختن مطلوب چیست گفت آتش بی سبب نفروختم دعوی بی معنیت را سوختم ... مرد را دردی اگر باشد خوش است درد بی دردی علاجش آتش است. و رجوع به ریحانةالادب ج ۵ ص ۱۸۸ و ریاض العارفین ص ۱۳۵ و قاموس الاعلام ترکی شود.
کلمات همقافیه با «مجذوب تبریزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر