معنی مجذر
6 بازدید
[ مُ جَ ذْ ذَ ] (ع ص) مرد کوتاه درشت سطبر اطراف. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - شتری که در اطراف استخوان و مفاصل وی گوشت بسیار باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ مُ ذِ ] (ع ص) بقرة مجذر؛ ماده گاو خداوند بچه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مُ جَ ذْ ذَ ] (اِخ) عبداللََّه بن زیاد بلوری صحابی است. (منتهی الارب). او را ابن زیاد نیز گویند، صحابی است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
کلمات همقافیه با «مجذر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذر» برای سرودن شعر