معنی مجدوع
6 بازدید
[ مَ ] (ع ص) بینی بریده. (المعجم چ دانشگاه ص ۵۹). - (اصطلاح عروض) از ازاحیف مفعولات است و آن اسقاط هر دو سبب مفعولات است و ساکن گردانیدن تاء، لات بماند پس فاع به سکون عین به جای آن بنهند و فاع چون از مفعولات خیزد آن را مجدوع خوانند یعنی بینی بریده و این اسم این زحاف را لایق نیفتاده است. (از المعجم چ دانشگاه ص ۵۸ و ۵۹).
کلمات همقافیه با «مجدوع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وع» برای سرودن شعر