معنی مجدالملک یزدی
9 بازدید
[ مَ دُلْ مُ کِ یَ ] (اِخ) از رجال قرن هفتم هجری است. وی ابتداء وزارت اتابکان یزد را داشت و سپس به خدمت بهاءالدین محمد پسر صاحب دیوان حکمران اصفهان رفت و خواجه شمس الدین او را تربیت کرد و به شغلهای مهم گماشت ولی مجدالملک بجای حق شناسی باطناً سودای بر انداختن خاندان جوینی و گرفتن مقام صاحب دیوان را درسر می پخت و به توطئه چینی بر ضد خاندان جوینی پرداخت. خواجه شمس الدین برای دفع شر مجدالدین او را به حکومت سیواس فرستاد و بر مقرری او افزود اما مجدالملک دست از سودای دیرینه بر نداشت و پیش اباقاخان صاحبدیوان را به اتحاد با سلاطین مصر و شام متهم کرد ولی صاحب دیوان به وساطت اولجای خاتون زوجهٔ هولاکوخان از خشم اباقاخان برست و دوباره به مقام خود منصوب شد اما مجدالملک همچنان به توطئه چینی بر ضد صاحب دیوان جوینی و برادرش عطاملک ادامه می داد، تا سرانجام پس از مرگ اباقا مورد خشم سلطان احمد تگودار واقع شد و به سال ۶۸۱ وی را بر در خیمهٔ عطاملک پاره پاره کردند و هر یک از اعضای او را به اقلیمی فرستادند. و رجوع به تاریخ مغول صص ۲۱۶-۲۲۳ و تاریخ مفصل ایران تألیف عباس اقبال صص ۴۹۸-۵۰۰ شود.
کلمات همقافیه با «مجدالملک یزدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر