معنی مجدالدین بغدادی
4 بازدید
[ مَ دُدْ دی نِ بَ ] (اِخ) ابوسعید شرف بن مؤید از مردم بغدادک خوارزم و از صوفیان و شاعران و نویسندگان نیمهٔ دوم قرن ششم هجری است. وی از مریدان شیخ نجم الدین کبری است و نجم الدین رازی مشهور به دایه صاحب کتاب مرصاد العباد از شاگردان مشهور اوست. بنا به نقل تاریخ گزیده وی به امر خوارزمشاه کشته شد. وفات او را به اختلاف در ۶۰۶ و ۶۰۷ و ۶۱۳ نوشته اند. از مجدالدین بغدادی آثاری چند در تصوف به زبان فارسی باقی مانده و از آن جمله است: رساله ای در پاسخ «تحفة البررة فی مسائل العشرة» که احمدبن علی بن مهذب بن نصرالخواری، ده سؤال در مسائل مختلف تصوف از وی نموده و او بدانها جواب داده است و نیز «رسالهٔ سفر» و چند نامه و اشعاری لطیف. این دو بیت از اوست: یک موی ترا هزار صاحب هوس است تا خود به تو زین جمله که را دسترس است آن کس که بیافت دولتی یافت عظیم و آنکس که نیافت درد نایافت بس است. و رجوع به تاریخ گزیده چ لیدن ص ۷۸۸ و ۷۸۹ و لباب الالباب چ سعید نفیسی ص ۱۹۱ و تعلیقات همین کتاب ص ۶۱۰ و ۶۳۴ و نفحات الانس جامی و ریاض العارفین ص ۱۳۱ و مجمع الفصحاء ج ۱ ص ۵۴۲ و حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۶۴۷ و مجلهٔ یغما شماره ۱۲ سال هفتم و تاریخ ادبیات دکتر صفا ج ۳ ص ۱۶۸ و ۱۱۹۰ شود.
کلمات همقافیه با «مجدالدین بغدادی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر