معنی مجج
7 بازدید
[ مَ جَ ] (ع اِمص) فروهشتگی کنج دهان. - رسیدگی انگور و پختن آن. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مُ جُ ] (ع اِ) زنبور انگبین. (منتهی الارب). کبت انگبین. (ناظم الاطباء). زنبور عسل. (از اقرب الموارد). - (ص) مردان مست. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). مردمان مست. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مجج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جج» برای سرودن شعر