معنی مجتلب
6 بازدید
[ مُ تَ لِ ] (ع ص) آن که کشد چیزی را از جایی به جایی دیگر. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). کسی که می کشد چیزی از جایی به جایی خصوصاً بنده و ستور را برای فروختن. (ناظم الاطباء).[ مُ تَ لَ ] (ع ص) برکشیده. بیرون کشیده. استخراج شده. مُستَخرَج. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا): و به سبب آنکه افاعیل این بحور گویی مستخرج و مجتلب است از اجزاء بحور دایرهٔ مختلفه مفاعیلن از طویل و مستفعلن از بسیط و فاعلاتن از مدید، نام آن دایرهٔ مجتلبه کردند. (المعجم چ دانشگاه ص ۷۰). و رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «مجتلب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لب» برای سرودن شعر