معنی مجاملت کردن
5 بازدید
[ مُ مَ / مِ لَ کَ دَ ] (مص مرکب) نیکویی کردن. خوشرفتاری کردن. مدارا کردن : هرگاه که دست یابند هیچ ابقا و مجاملت نکنند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۳۸). و رجوع به مجاملت و مجاملة شود.
کلمات همقافیه با «مجاملت کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر