معنی مجامعت کردن
5 بازدید
[ مُ مَ / مِ عَ کَ دَ ] (مص مرکب) جماع کردن. مباشرت کردن. آرمیدن. نزدیکی کردن. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مجامعت شود.
کلمات همقافیه با «مجامعت کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر