معنی مجافاة
4 بازدید
[ مُ ] (ع مص) چیزی از جای برداشتن. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء): جافی السرج عن الفرس مجافاة؛ زین را از پشت اسب برداشت. (از اقرب الموارد). - ضد وصال و مؤانست است. (از اقرب الموارد). - دور داشتن و منه الحدیث انه یجافی عضدیه عن جنبیه للسجود؛ او برای سجده کردن بازوان خود را از دو پهلوی خود دور می کند. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء): جافی عضدیه؛ بازوان خود را از دو پهلوی خود دور کرد. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مجافاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر