معنی مجاسرت
6 بازدید
[ مُ سَ رَ / مُ سِ رَ ] (از ع، مص)جسارت ورزیدن. گردن کشی نمودن. دلیر شدن. گستاخی کردن : روزگار غیور بر کریمهٔ بر و احسان به منافست برخاست و بر عقیلهٔ کرم و امتنان به مجاسرت بایستاد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۴۴۹).
کلمات همقافیه با «مجاسرت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر