معنی مجازفة
8 بازدید
[ مُ زَ فَ ] (ع مص) به گزاف فراگرفتن، فارسی معرب. (تاج المصادربیهقی). به گزاف فراگرفتن. جزاف. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). در بیع با حدس و تخمین معامله کردن. (از اقرب الموارد). از گزاف فارسی، به گزاف فروختن. چکی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - بیغ مجازفة؛ بیع مزابنة. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به مزابنة شود. - بیع معلومی به مجهولی از جنس آن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مجازفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر