معنی مجازة
6 بازدید
[ مَ زَ ] (ع اِ) راه در شوره زار. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - جای بسیارجوز. (منتهی الارب) (آنندراج). جای پر از درخت گردکان. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - راه. مجاز. (از اقرب الموارد). - مجازة النهر؛ پل. (از اقرب الموارد).[ مَ زَ ] (اِخ) موضعی است. (منتهی الارب). وادی و قریه ای است از یمامه. (از معجم البلدان). و رجوع به معجم البلدان شود.[ مَ زَ ] (اِخ) اول رمل الدهناء است. (منتهی الارب). جایی است بین ذات العسره و سمیسه بر راه بصره در اول رمل الدهناء. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «مجازة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زة» برای سرودن شعر