معنی مجادل
5 بازدید
[ مُ دِ ] (ع ص) خصومت کننده و جنگجو و ستیزه جو. (ناظم الاطباء). خصومت کننده. (از منتهی الارب) (آنندراج). - آن که جدال کند. آن که جدل کند. مناقش. مشاح. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). صاحب جدل و مجادله کننده را گویند. (از کشاف اصطلاحات الفنون). و رجوع به مجادله شود.[ مَ دِ ] (ع اِ) جِ مِجدَل. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). جِ مجدل به معنی کوشک. (آنندراج). و رجوع به مجدل شود.[ مَ دِ ] (اِخ) شهری است به خابور. (منتهی الارب). نام شهری. (ناظم الاطباء). و رجوع به خابور شود.
کلمات همقافیه با «مجادل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر