معنی مجاج

معنی مجاج

5 بازدید
[ مَ ] (ع ص، اِ) درخت کج شده. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). - شاخه های بریده از درخت. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). - خوشهٔ خرمای خشک و کج گردیده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
[ مُ ] (ع اِ) آب دهان که بیفکنند. (دهار) (از اقرب الموارد). خدوی انداخته. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). مجاجة. (منتهی الارب). - شیرهٔ هر چیزی. (منتهی الارب) (آنندراج). - انگبین و آن را مجاج النحل نیز گویند. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). عسل و انگبین. (ناظم الاطباء). - ارزن. (ناظم الاطباء). خبز مجاجاً؛ نان از ارزن پخت. (منتهی الارب). - دانه ای است مانند عدس جز آنکه گردتر است و ازهری گوید این دانه همان است که بدان ماش گویند و عرب آن را خلر و زِنّ گوید. (از اقرب الموارد). و رجوع به مَجّ شود. - مجاج العنب؛ شراب. (دهار) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). خمر. (اقرب الموارد). - مجاج المزن؛ باران. (دهار) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - مجاج النحل؛ عسل. (دهار). انگبین. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد).
[ مُ ] (اِخ) جایی است در مکه. (از معجم البلدان). و رجوع به نزهة القلوب چ لیدن ج ۳ ص ۱۷۰ شود.

کلمات هم‌قافیه با «مجاج»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اج» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید