معنی مثیل
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) مانند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). شبه و نظیر. (اقرب الموارد): مثل نبود لیک آن باشد مثیل تا کند عقل محمد را گسیل. مولوی (مثنوی چ خاور ص ۳۵۳). - فاضل. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). فاضل. ج، مُثُل. (از اقرب الموارد). - بزرگ. - نیکو. - برگزیده. - افزون. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ مُ ثَ ] (ع اِ مصغر) مصغر مِثْل. (آنندراج) (از اقرب الموارد). هو مثیل هذا، در صورتی گویند که مشبه به حقیر باشد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ مِ ] (ع اِ) امالهٔ مثال. (غیاث) (آنندراج). ممال مثال همچون سلیح، رکیب و ...[ مَ ثْ یَ ] (ع ص) رجوع به مَثیَلَه شود.
کلمات همقافیه با «مثیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر